close
نازچت

اعترافات جالب و خنده دار اسفند ماه ۹۲

فاز تو فان
فازتوفان
انجمن
همکاري با ما
تماس با ما


ورود کاربران
    faz


    نام کاربري :
    رمز عبور :

  • ثبت نام
  • فراموشي رمز عبور


لينکستان

تو دوران دانشگاه با بعضی از بچه ها بد جور تیریپ مرام و معرفت داشتیم
و هی تعارف به هم تیکه پاره میکردیم.مثلاً دوستم رد میشد میگفت غلامم……
منم میگفتم خاک پاتم و این حرفا.این قضیه هی بالا گرفت و تیکه ها دیگه از حد خارج شده بود
که من دیگه به انتها رسوندمش.از پنجره کلاس داشتم محوطه رو نگاه میکردم
که رفیقم حسن بین همه دخترا و پسرا داد زد:
داش ایمان…..نوکر خر پدرتم……
منم هول شدم گفتم پدرم خودش خرته…..

.

.

.

دوستم اومده بود خونمون موقع رفتن بهم گفت زنگ بزنم
براش اژانس بیاد منم گفتم خودش زنگ بزنه و از من اصرار و از اون انکار
خلاصه زنگ زدم به اژانس کلی هم مواظب بودم که خراب کاری نکنم که
یه دفعه یه اقایی باصدای کلفت مردونه در حد تیم ملی گفت بله
منم که از شنیدن یه همچین صدای کلفتی شوکه شده بودم
یه دفعه برگشتم گفتم سلام خانوم ببخشید….
و یه دفعه فهمیدم چی گفتم و خودمو دوستمو اون اقا پشت تلفن از خنده ترکیدیم.
و من اصلا دیگه نمی تونستم ادرس خونه مون رو بدم از خجالت و خنده
کلی ضایع شدیم رفت دیگه

.

.

.

یه بار رفته بودم خیابون یه پیراهن مردونه تن یه مانکن دیدم خیلی
خوشگل بود دست زدم ببینم جنسش چیه یه دفعه مانکنه تکون خورد
منم حالا جیغ نزن کی جیغ بزن.مانکن نبود که یه پسره جلو مغازه وایساده بود!!!

.

.

.....

اعتراف میکنم همیشه جوجه هام رو میدادم به گربه خودم که بخوردشون سیر بشه…عجب بچه ای بودم

.

.

.

اعتراف میکنم تو بچگی فکر میکردم خوابای من رو بقیه هم میبینن
مثلا به بابام میگفتم اون مرده که دیشب تو خواب بود رو یادته؟

.

.

.

اعتراف میکنم یه روز که سوم راهنمایی بودم
دقیقا بعد از عید هم بود و همه مانتوهای معلم ها نــــــو و تازه !!
منم نه برداشتم نه گذاشتم پاشدم رفتم پشت سر معلمه (مانتوش هم سفید بود)
این هر جا میرفت من پشت سرش میرفتم و مانتوشو با خودکار آبی و قرمز خط خطی می کردم!!
درسته اولش من شروع کردم حالا بعدش بچه های کلاس با این ماژیک هایلایت ها خط خطیش کردن
یادمه تا آخر سال بامن حـــــــرف نزد ولی خدایی نمره مو کـــم نکرد!!!

.

.

.

یک روز استاد میخواست برنامه نویسی فلش درس بده… منم که حوصله این بچه بازیارو ندارم، رفتم یه فیلم باز کردم…
یهو دیدم موسم خودش تکون خورد و رفت فیلمو بست! فهمیدم که مهندسمون از یه اتاق دیگه داره کامپیوتر منو میبینه و کنترل میکنه…. دوباره فیلمو رو باز کردم… دیدم دوباره بست و رفت برنامه فلش رو باز کرد و قلموش رو انتخاب کرد و رو صفحه نوشت: فلش کار کن!
منم با یه رنگ دیگه زیرش نوشتم: دهنتو ببند!
بعدش سریع جامو با دوستم عوض کردم…
دوستمم که از همه جا بی خبر بود نشست جای من. بعدش یهو مهندس اومد تو کلاس و دوستمو برد بیرون…

 

 


فاز تو فانبرچسب ها :

اعتراف می کنم که , اعترافات جالب و خنده دار اسفند ماه 92 , جوک های اسفند 92 , مطالب جوک , مطالب طنز , نوشته های خنده دار ,



ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبليغات
تبليغات در فازتوفان
آمار
      آمار کاربران
       افراد آنلاين فازتوفان افراد آنلاين : 1
      تعداد کاربران فازتوفانتعداد کاربران: 1880
      آمار مطالب
      Faz2Fun کل مطالب : 1379
      Faz2Fun نظرات : 358
برنده گان مسابقه بهترين پيامک ها
    farzane
    1.
    نفر اول
    mahdis16
    2.
    نفر دوم
خبرنامه
    خـبرنامه فازتوفان

    با عضويت رايگان در خبرنامه فاز تو فان مطالب به ايميل شما ارسال ميشود ايميل خود را بدون www وارد کنيد

تبلیغات شما در اینجا محل درج آدرس

تبلیغات شما در اینجا محل درج آدرس

تبلیغات شما در اینجا محل درج آدرس

کليه حقوق سايت فازتوفان نزد مدير آن محفوظ بوده و کپي برداري از قالب و مطالب حرام مي باشد.

اعترافات جالب و خنده دار اسفند ماه ۹۲

فاز تو فان
فازتوفان
انجمن
همکاري با ما
تماس با ما